همیشه از خدافظی بدم میاد همیشه هم همه میگن گاوم
آره من گاوم که نمیخام خدافظی کنم!
من گاوم که از ته هر چیزی بدم میاد
من گاوم که نمیخام خدافظی کنم!
دوستام! فهیم! خانواده...همه کسایی که بخشی از زندگیم بودنن یا هستن!
کسایی که این همه با من بودن و اصرار دارن به لفظ "خدافظی"
همه اونایی که هیجوقت ممکنه این پست رو نخونن یا روحشونم با خبر نشه!
من اگه خدافظی کنم همه چی تموم میشه!همه چی یادم میره!همه چی پاک میشه!
همونجوری که نادر ابراهیمی میگه"هر سلام سرانجام دردناک یک خدافظی است"
همه این بی خداحافظیام واسه اینه که دوس ندارم حتی تو" لحظه" هم این سرانجام برسه!
ولی اگه یه روز "خواه" یا "ناخواه"
گفتم (خدافظ)
یعنی همون سر انجام واقعی خداحافظ!
یعنی چیزی که تموم شده!
میس بیتر!
دیلی نان!
دختر دو ساله ی عمگینی که ازت ساختم!وقتشه دیگه بت بگم...
"خدافظ"
ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی :








